
پیمان انتظار سبز موعود با شهدا ! می خواهیم با شهدا عهد و پیمان ببندیم که
تافرج آقامون راهشون را ادامه میدیم .
راستی بچه های عاشق امام زمان مواظب باشید خون شهدا پایمال نشه !
|
دست نوشته هایی از شهید سید حسین علم الهدی -1 |
|
روزها به فکر سربازان صدر اسلام و حماسههای آنها میافتیم.جنگ بدر، غزوه احد، غزوه خندق، خیبر، تبوک و....آنها چگونه جهاد کردند و ما چگونه میتوانیم به آنان نزدیک شویم. |
|
گاهی این تصور غلط به ذهنم میآید که در یک تکرار به سر میبرم، یکنواختی و عادت را احساس میکنم. اما زندگی در این خانه کوچک که یک قلب پرطپش است، یک دل خاکی است، در زمین خدا، در متن پاکی نمیتواند تکرارپذیر باشد. زیرا که لحظاتی با خدا سخن میگویم و لحظاتی و ساعاتهایی را با شهدا، و زمانی به خود میاندیشم و زمانی به خمینی روح خدا و به مردم و فضای پرغوغای راهپیماییها و زمانی لحظهای هم.... آری تنهایی موهبتی است الهی، در تنهایی از تنهایی بدر میآییم. در تنهایی به خدا میرسیم و در سنگر تنها هستم روزها به فکر سربازان صدر اسلام و حماسههای آنها میافتیم. جنگ بدر، غزوه احد، غزوه خندق، خیبر، تبوک و.... آنها چگونه جهاد کردند و ما چگونه میتوانیم به آنان نزدیک شویم. در این اندیشهام که قرآن درباره یاران پیامبر سخن میگوید. "مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا سوره فتح آيه 29 محمّد ، فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند بر كافران سرسخت و در ميان خودشان با يكديگر مهربانند ، همواره آنان را در ركوع و سجود مي بينى كه پيوسته فضل و خشنودى خدا را مي طلبند ; نشانه آنان در چهره شان از اثر سجود پيداست ، اين است توصيف آنان در تورات ، و اما توصيفشان در انجيل اين است كه وجودشان چون زراعتى است كه جوانه هاى خود را رويانده پس تقويتش كرده تا ستبر و ضخيم شده ، و در نتيجه بر ساقه هايش [ محكم و استوار ] ايستاده است ، به طورى كه دهقانان را [ از رشد و انبوهى خود ] به تعجب مي آورد تا خدا به وسيله [ انبوهى و نيرومندى ] مؤمنان ، كافران را به خشم آورد . [ و ] خدا به كسانى از آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند ، آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است ." و تیراندازی شروع میشود خدایا امشب کدامیک از بچهها زخمی، کدامیک شهید، چند تن از دژخیمان را به جزای خود رساندهاند. همهاش دلهره، اضطراب، انتظار تا لحظه بازگشت برادران در انتظار تا در آغوششان گیرم ناگهان چهره غیور اصلی در جلو چشمان ظاهر میشود، آن شهید، آن مرد تصمیم و اراده و مرد تاکتیک خدایا کاش او بود و کمکمان میکرد. کاش او بود و از فکرش از توان و مغز پرتوانش استفاده میکردیم. خدایا صدای گریه فرزند کوچک تازه به دنیا آمده غیور میآید. صدای آه همسر جوانش. خدایا چهره پرتلاش و کوهگونه مجد بلالی بیادم میآید آنروز که او را بر روی تخت بیمارستان ملاقات کردم تازگی شنیدهام که پاهایش لمس شده آنروز که او را دیدم از سر تا پاهایش همه در گچ بود این اندام خفته همان اندام پرتوان و پرتلاش بود که در تاریکی شب جلوی بچهها راه میرفت و دستور آتش را میداد. |
نوشته شده توسط
انتظار | موضوع:
|